دیالوگ

دیالوگی با شما در بستر نوشتن ؛ شاید هم با خودم .
بهترش همین است : دیالوگی با خودم ؛ خودی که در حین اتصال ، منفصل است . به حدی که دیالوگ صحیح تر است تا مونولوگ !

آخرین مطالب
نویسندگان
پیوندها

۱ مطلب توسط «رسول» ثبت شده است

وقتی از نوشتن داستان حرف می زنم یک سیر مدنظرم است که از تقلید شروع می‌شود به کشف می‌رسد و در خلق آرام می‌گیرد .

مرحله اولش دقت در جهان پیرامون را به دنبال دارد به گونه ای که صداها را بهتر می‌شنوی، رنگ‌ها را بهتر می‌بینی، رایحه‌ها را بهتر استشمام می‌کنی، دیگران را بهتر لمس می کنی و در آخر طعم زندگی را بهتر می‌چشی !

هنگام کشف خودت را بهتر می‌یابی و به تبعش بین خود و پیرامونت اتحاد بیشتری حس می‌کنی. در این نقطه هنوز از رئالیسم نگذشته‌ای، شاید رگه‌های از سورئال در داستان هایت هویدا شود اما هنوز در بند قالب‌هایی!

بعد از این که رنج های بسیار کشیدی، خودت را کال نچیدی ، تخیل آزاد را چشیدی وقت آن است بنشینی و خلق کنی خلق کردنی!

در این مقام تو از علما برتری یابی به واسطه ی این که آن ها نهایتا کاشف‌اند و با خلق فاصله‌ها دارند .

اگر به همین قانع نشوی به سمت وحدت پیش می روی تا جایی که خالق کل را درک می کنی آن طور که به درک نیاید!


پ.ن : از داستان به کجاها می‌توان رسید! منتهی اکثر داستان نویس ها در مرحله ی تقلید باقی می مانند .
  • رسول